!war - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
جنگ، آژیر، پناهگاه...هنوز بعد از گذشت سی و چند سال از جنگ، اسمش که میاد، یادهای دقیق و براق ذهنم میره سمت اضطراب ظهر روزی که میدون فوتبال چوار بمباران شد، و روزای دیگه که جاهای دیگه، که میگفتن اون سیاهها عراقین اون سفیدا ایرانی، که لباس قرمز بپوشی بهت شلیک میکنن، که پلاستیک فریزر میذاشتیم تو جیبمون ...
بهار بی خزانم - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
چشمان تو شبیه یک صبح بارانیست،ساده و خیس،پاک و براق،شبیه عکس اقیانوس در قلب آسمان،شبیه جوانهای در ابتدای بهار،شبیه هرآنچیز شوق برانگیزی که حسرتش مدتها بر دل مانده باشد،شبیه آرزوهای دور و دراز،شبیه خنده های بعد از گریستن،تو یک اسمان ابری،ابرهایی آبستن معرفت، و آسمانی پر از  نور و امید،با یک جفت چشم ب...
میم❤️ - تاریخ: 1401/10/17 ساعت: 14:41
تو خاطرهی آرزوهای دور منی،آنگونه که کویر حافظهی دریاهای روزگاران قدیم است،و قسم میخورم،اینگونه نخواهد ماند،ما با هم خواهیم شکفت،و دریای بههم پیوستهی تازه ای خواهیم شد،پر از موج و ماهی... +ترانه ای ازبنفشە جلیلیان در سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۱ و ساعت 0:42 | Adblock test (Why?)